اولین مهربانی ...فریبا منتظر ظهور

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

« دو کوچه بالاتر » روایت اندوه لیلی از فقدان‌هاست. فقدان مادربزرگ و رضا؛ رضای روزهای کودکی. دو جای خالی در قلب و زندگی راوی نشانده شده که هرگز پر نمی شوند. مادر بزرگ مأمن راوی - لیلی بوده و رضا دوستش... سرنوشت رضا گره‌ای است که دیر باز می شود. 
"رضا انگشتش را دور انگشتم حلقه می‌کند و فشار می‌دهد. چشم‌هایم را می‌بندم. صدای رضا آرام تر شده" بیا قول بدهیم، مواظب همدیگر باشیم. مواظب خودمان و دوستی‌مان. یادت باشد هر اتفاقی برای یکی از ما بیفتند، برای آن یکی افتاده ..." من توی دلم تکرار می‌کنم، مراقب هم باشیم..." 
مادر بزرگ مرده است. همان صفحه ی اول این را می دانیم. اما خاطرات مامان فخری- مادر بزرگ در طول داستان با ماست و محور مرور گذشته.
" نبودن هایی هست که آدم را زمین گیر می‌کند. هیچ وقت تمام نمی‌شود. بود نمی‌شود. پر نمی‌شود..."
روایت به روش فلش بک با لحنی اندوهگین و منزوی و گاه طنزآلود نوشته شده است. زبانِ صمیمی و گرم نویسنده که با مخاطب فاصله ندارد و راوی را بالاتر یا پایین تر قرار نمی دهد، خواندن روایت سوگوارانه را شیرین می کند. نثر روان و پاکیزه‌ی داستان حتی در دیالوگ‌ها سالم می‌ماند و نمی‌شکند. 
" گفت: "خوب بود. مرسی. همین خاطره ها می ماند. شاید فردا نباشم." حالا همان فرداست و فقط خاطره‌اش مانده." 
نگاه بسیار درون گرای راوی به کنکاش خاطرات و واکاوی گذشته خویش پرداخته و حول مناسبات خانوادگی، فامیلی و دوستانه در ایران - که سردرگم بین سنت و مدرنیته است - می چرخد و گرچه شغل او رزنامه‌نگاری و نوشتن داستان برای روزنامه است اما به حیطه جامعه و سیاست وارد نمی‌شود. 
برای قلم شیرین و روان دوست عزیز مریم سمیع زادگان آرزوی موفقیت فراوان دارم .

فریبا منتظرظهور نویسنده ی خوب کشورمان است، قلمش را بسیار دوست دارم و شخصیت خوب و مهربانش را بیشتر. فریبا نویسنده ی مجموعه داستان « هرازگاهی بنشین »، « هیاهوی کوهسار »، رمان « آنیش »، « رویای من این است » و « دزده کشی » است. 

نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :