یادداشتی بر رمان «دو کوچه بالاتر»: یاسمن خلیلی فرد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

"غوطه ور در نوستالژی"

«دو کوچه بالاتر» نخستین رمان مریم سمیع زادگان است که شهریور 95 توسط نشر کتابسرای تندیس منتشر شد.
راوی کتاب اول شخص است و داستان از دریچه ی نگاه او روایت می شود. شخصیت اصلی داستان زنی 44 ساله به نام لیلی است که ذهن پویای او طی رفت و آمدهایی از حال به گذشته و بالعکس، روایتی فرعی را در دل داستانِ اصلی کتاب تکمیل می کند.
آن چه در وهله ی اول رمان سمیع زادگان را تحسین برانگیز می کند، هویت مستقل آن است؛ این روزها به دلیل تعدد نویسندگان و رمان ها، خلاقیت و انحصار در داستانِ فارسی به شکل خطرناکی رو به انحطاط است بدین معنا که مخاطب با خواندن بسیاری از رمان ها نمی تواند تفاوت میانی آنها با دیگر رمان ها قائل شود و بسیاری از این کارها، هویت مستقلی ندارند یا تقلیدهایی کلیشه ای از آثار دیگرند. «دو کوچه بالاتر» اما رمانی به شدت شخصی ست و البته لحن منحصر به فرد نویسنده در آن به وضوح خودنمایی می کند. به عبارتی، آن هایی که نویسنده ی اثر را بشناسند، بخش هایی از خودِ وجودی او را در اثرش می یابند.
"دو کوچه بالاتر" در داستانگویی موفق عمل می کند، درواقع برخلاف بسیاری از آثار شخصیت محور، کلاف اصلی داستان از دست نویسنده خارج نمی شود و او داستان خود را فدای دستیابی به شخصیت پردازی موفق و بی نقص نمی کند.
«دو کوچه بالاتر»، شخصیت های بسیاری دارد که به نحوی شخصیت اصلی داستان را کامل می کنند. هر یک از آن ها بخشی از پازل شخصیتی لیلی  را تکامل می بخشند و خوبی قضیه در این است که هر کدام از قطعات پازل در جای درست و معین خود می نشینند بنابراین مخاطب با داستانی تمیز و شخصیت هایی کامل مواجه می شود.
عناصر «مرگ» و «زندگی» درسراسر داستان در تقابل با یکدیگرند و همین تقابل است که داستان را زیبا و دلنشین می کند.
شخصیت زن داستان با مرگ مادربزرگ محبوبش کنار نیامده، همان طور که گذشته و مرگ رضا در او زنده است و همین عدم پذیرش مرگ از سوی اوست که شخصیتش را با کنش های درونی و بیرونی مواجه می سازد.
درک نشدن زن از سوی اطرافیان و خصوصاً همسرش، که اتفاقاً همسر خوبی هم هست، از دیگر بخش هاییست که نویسنده به ظرافت به آن نزدیک شده و بدان می پردازد. همچنین تفاوت های لیلی با خواهرانش از بخش های قوی شخصیت پردازی داستان به شمار می آید.
نویسنده، نه به شکل روایتی ممتد و دنباله دار که به شکل فصل­هایی جدا از هم و با آغازهایی که لزوماً مرتبط با فصل قبل نیستند، کار را از شکل کلاسیک خارج می کند و گذر ذهنی شخصیت اصلی داستان بر وقایع مختلف زندگی اش، یک جریان خفیف سیال ذهن را در کتاب جاری می سازد که برای دوستداران این سبک قطعاً جالب خواهد بود.
"دو کوچه بالاتر" برای آن دسته از مخاطبانی که به "نوستالژی" و "خاطره" علاقه مندند نیز می تواند جالب باشد زیرا بسیاری از نوستالژی های کودکان و نوجوانان دهه پنجاه و شصت را زنده می کند.
این رمان، خوشخوان است و نسبتاً روان. با آن که به زعم برخی از خوانندگان می توانست کوتاه تر یا خلاصه تر باشد، اما آنچه مسلم است سبک جریان سیال ذهن و رمان هایی که افکار شخصیت ها در آن ها آزادانه در حرکت است دست نویسنده را برای ورود بسیاری از جزییات و داستانک های فرعی به روایت اصلی باز می گذارد و حتی همین طولانی نوشتن می تواند به مذاق بسیاری از دوستداران این سبک ها خوش آید.
نخستین رمان مریم سمیع زادگان، به طور کلی، رمانی قوی و خوشایند است که می تواند خیل عظیمی از مخاطبان به خصوص مخاطبان زن را راضی نگه دارد.

نویسنده : بازدید : 71 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :