مصاحبه ی من با سایت هنرلند

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

با مریم سمیع زادگان در اینستاگرام آشنا شدم و نوشته های او را دنبال می کردم . حسی در نوشته های ایشان بود که انگار از دل همه نوشته است. ساده ، روان ، حقیقی ، و البته با چاشنی قلم قوی ایشان و عکسهایی که از زاویه دید خود، همراه نوشته ها می گذاشتند. مریم سمیع زادگان سالها در شرکت هواپیمایی شاغل بودند. اما نوشتن آنقدر  برای او مهم بود که از شغل خود استعفا داد و وقت خود را صرف نوشتن کرد. او با روزنامه “شهروند”  و مجله “همشهری جوان” همکاری دارد و برای مجله “کرگدن” هم داستان می نویسد. سال گذشته کتاب “دو کوچه بالاتر ” خانم مریم سمیع زادگان از “کتابسرای تندیس” به چاپ رسید که با اقبال خوب مخاطب روبرو شد.

 خانم مریم سمیع زادگان ، از کتاب تان بگویید . چه شد که به فکر این موضوع افتادید؟

من فیلم ها و داستان هایی را دوست دارم که هیچ اتفاقی در آنها نمی افتد. در واقع بیننده و خواننده منتظر وقوع هیچ حادثه ای نیستند، یک ریتم کُند و آهسته، مثل زندگی. مثلا تعریف یک روز یک آدم، یک زن. همیشه دلم می خواست از زنی بنویسم، از روزمرگی ها و دلتنگی هایش بگویم. زنی که داد نزند، فریاد نزند، زیر لب حرفش را بزند. بعد خواننده هی گوشش را ببرد نزدیک تر، بگوید ببخشید نشنیدم، می شود بلندتر حرف بزنید. مجبورشان کنم حواسشان را جمع کنند، مشتاق شان کنم به شنیدن؛ طوری که حوصله شان هم سر نرود. دلم می خواست از یک زن معمولی بنویسم، زنی با سرنوشتی معمولی، قهرمان سازی هم نکنم. دغدغه ی من به تصویر کشیدن دغدغه ی یک زن بود، یک زن خیلی خیلی معمولی.

 فضای مجازی را چقدر در موفقیت کتابتان موثر می دانید؟

عصر، عصر ارتباطات است و تبلیغات دهان به دهان. مردم از چیزی خوششان بیاید به همدیگر توصیه می کنند. شاخص خوبی است و باید رویش حساب کرد، هزینه ی چندانی ندارد.

 نوشته های شما حس خودمانی خاصی دارند که مخاطب بالافاصله آن را دریافت می کند. این حس را از کجا و چطور به قلم می آورید؟ 

من عاشق سادگی هستم. ساده زندگی می کنم، ساده لباس می پوشم، ساده حرف می زنم، ساده می نویسم. در یک جمله، به شکل ساده ای من هستم. فکر می کنم هر نویسنده ای همان طوری که هست می نویسد. یکی شخصیت پیچیده ای دارد و سخت نویس است، یکی هم مثل من، شخصیت ساده ای دارد و ساده می نویسد. شاید همین ساده نوشتنم کمک می کند به فهم آن، خودش راهش را توی دل و فکر مخاطب پیدا می کند. من تلاشی نمی کنم، دست و پا نمی زنم برای فهم مطلب، برای فهماندن موضوع.

 آیا از اینکه شغل خود را رها کردید و به نوشتن صرف روی آوردید پشیمان نیستید؟

پنج سالی هست استعفا داده ام. از شغل خوبی با درآمد مناسب صرف نظر کرده ام. شغلی که برای خیلی ها کعبه ی آمال است، مدیر فنی یک آژانس هواپیمایی؛ هم تیتر دارد، هم درآمد. شاید عجیب باشد اما حتی یک بار هم پشیمان نشده ام. مهم ترین هدفم در زندگی، خوشحال کردن خودم بوده و با نوشتن خوشحال ترم. آن رضایت درونی که همه دنبالش هستیم با نوشتن برای من به دست آمده. قدرش را می دانم و به این راحتی ها از دستش نمی دهم. یک نویسنده می نویسد که خوانده شود، من خوشحالم که خوانده می شوم.

 در چه زمینه ای مطالعه می کنید و مطالعات خود را چقدر موثر بر پختگی قلم خود می دانید؟

بیشتر از آنی که بنویسم می خوانم. همیشه گفته ام کسی که نخوانده تصمیم به نوشتن بگیرد، مثل ورزشکاری است که گرم نکرده برود توی زمین؛ بدون شک مسابقه را می بازد. من یک کتابخوان حرفه ای هستم، اوایل برای خودم می خواندم و از خواندنش لذت می بردم. بعدها تصمیم گرفتم کاری برای کتابها انجام بدهم، شدم ویترین کتاب. وبلاگ و صفحه ی فیس بوک « رونوشته های من » سالهاست کتاب معرفی می کند. تمام تلاشم این بوده روزی مرجعی باشد برای دوستداران کتاب. در واقع مادری کرده ام برای کتابها، تشویق کرده ام به خواندنشان. کتاب معرفی کرده ام و هنوز هم مهم ترین کارم همین است، ترغیب به خواندن؛ سعی کرده ام با یک عکس زیبا یا پاراگرافی از کتاب، آن حس کنجکاوی خواننده را قلقلک بدهم. آن سالها که من شروع کردم به این کار، مثل الان این همه صفحه ی معرفیِ کتاب، عکسِ فنجانِ چای و قهوه باب نبود. امروز خیلی راحت می توانم ادعا کنم یکی از بنیانگذاران صفحه ی معرفی کتاب بوده ام.

 کتاب جدیدی در حال نگارش دارید؟

بله مشغول نوشتن کتاب بعدی هستم. عجله ای هم ندارم. آرام آرام ولی با لذت می نویسم، معتقدم اگر خودم از نوشتن داستان لذت ببرم، دیگران هم خواهند برد.

 کمی از حال و هوای کتاب بیرون بیاییم. فضای مجازی را برای فعالیت خانمها در ایران چگونه می بینید؟ 

زنان بخش قابل توجهی از کاربران فضای مجازی را تشکیل می دهند، به نظرم فضای مجازی مثل هر چیزی می تواند هم سازنده باشد هم خطرناک. بستگی دارد چطور به آن نگاه کنیم و چطور از آن استفاده کنیم. صفحات زیادی در اینستاگرام وجود دارد که ادمین آن خانم است. آشپزی می کنند، خیاطی می کنند، می بافند، می نویسند و در کل حرفی برای گفتن دارند. این ور قضیه خیلی خوب است، زن های زیادی تشویق می شوند به زندگی، به خوب زندگی کردن. یک عکس، یک نوشته گاهی تلنگری می شود برای تصمیم تازه، اینکه خانمی پیش خودش فکر کند من هم می توانم و شروع کند.

 و کلام آخر مریم سمیع زادگان :

قبل از اینکه مدیر فنی آژانس هواپیمایی باشد یا نویسنده، تمام تلاشش این است که « انسان » باشد.

http://www.honarland.ir/11967

  
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 11:42
برچسب‌ها :