رنک الکسا شما بروز شد : 0 دو کوچه بالاتر

دو کوچه بالاتر

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
سال پیش همین موقع ها توی نمایشگاه کتاب به آقای میرباقری گفتم:«...داستانی دارم...»گفت:« بفرست برای بررسی...» گفتم:« عجله دارم، داستان مثل غذاست، سر وقت سر سفره نیاید از دهان می افتد.» کتابی را نشانم داد، گفت از اخذ مجوز تا چاپش یک ماه بیشتر طول نکشیده. همان شب داستان را برایشان ایمیل کردم. چند روز
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 11:42
برچسب‌ها :
با مریم سمیع زادگان در اینستاگرام آشنا شدم و نوشته های او را دنبال می کردم . حسی در نوشته های ایشان بود که انگار از دل همه نوشته است. ساده ، روان ، حقیقی ، و البته با چاشنی قلم قوی ایشان و عکسهایی که از زاویه دید خود، همراه نوشته ها می گذاشتند. مریم سمیع زادگان سالها در شرکت هواپیمایی شاغل بودند.
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 11:42
برچسب‌ها :
رمان دو کوچه بالاتر گویا اولین رمان مریم سمیع زادگان است که کتابسرای تندیس منتشرش کرده است. کتاب بدی نیست. اما ایراد کار این است که رمان و داستان جذاب از آب در نیامده است. در واقع کتاب کند و ملال‌آوری است فاقد داستان پرکشش و گیرا یا اندیشه قابل عرض.  کتابی است معمولی و با کلیشه
نویسنده : بازدید : 54 تاريخ : جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:33
برچسب‌ها :

....بالاخره به دنیا آمد.

فالگیر به ته فنجان قهوه که نگاه کرد گفت امسال بهترین تابستان عمرت را تجربه می کنی، من باور نکردم. حالا حال عجیبی دارم، یکی مدام توی سرم مسخره می کند که یک عمر خیالاتی بودی حالا خرافاتی هم شدی!...خب حس ام را چه کنم؟ هیچوقت انقدر خوشحال نبودم، شاید فالگیر بیچاره راست گفته باشد...

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :

دو حبه قند توی فنجان ِ گل گاوزبان نسترن می اندازم. قیافه ی هاشم آقا، عطار سر کوچه می آید جلوی چشمم، یک تابلوی مقوایی فرو کرده توی گونی گل گاوزبان، « برای رفع دلتنگی ». انگار نمی داند دلتنگی است که به دنیا معنا می دهد. چه کسی گفته غم بد است؟ تمام هنر این دنیا زاییده ی غم است.

 

« دو کوچه بالاتر __ مریم سمیع زادگان / کتابسرای تندیس »

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :
« دو کوچه بالاتر » روایت اندوه لیلی از فقدان‌هاست. فقدان مادربزرگ و رضا؛ رضای روزهای کودکی. دو جای خالی در قلب و زندگی راوی نشانده شده که هرگز پر نمی شوند. مادر بزرگ مأمن راوی - لیلی بوده و رضا دوستش... سرنوشت رضا گره‌ای است که دیر باز می شود. "رضا انگشتش را دور انگشتم حل
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :
شریفه خانم سالهاست مستاجر ذهن من است. اوایل ِاجاره نشینی کرایه می داد. چند سالی است صمیمی شده و قید حساب کتاب را زده. او توی ذهنم تزریقات دارد، انرژی مثبت تزریق می کند. سالهاست او را با روپوش سفید تمیزی می بینم انگار هر روز آن را می شوید، برق می زند از تمیزی. من را که می بیند سرنگش را بالا می آورد
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :
میرزاآقا دستم را می‌گیرد و روی سر گوسفند می‌کشد. می‌گوید: «ترس ندارد، چشم‌هایش را ببین، بیچاره چقدر مظلوم است!» به سرش دست می‌کشم. گوسفند بع بع می‌کند، دستم را عقب می‌کشم. رضا به پشت گوسفند دست می‌کشد. دست‌هایم را از پشت به هم قلاب می‌کن
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :
معرفی رمان «دو کوچه بالاتر» نوشته مریم سمیع زادگان /ضمیمه ادب و هنر روزنامه اطلاعات/سه شنبه بیست و سوم شهریور.مریم سمیع زادگان با نوشتن این رمان جذاب و اثرگذار، نشان داد که توانایی خلق داستان های ماندگار برای ادبیات ایران را دارد.رمان «دو کوچه بالاتر» حکایت وابستگی و دلبستگی
نویسنده : بازدید : 19 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :
فردا؟ فردا همان روزی است که مامان فخری همیشه می گفت کسی ازش خبر ندارد. پس فردا می تواند آرزوی بی خواب کننده ی دیشب و شب های قبل تر را حقیقی کند. فردا می تواند به اندازه ی سفید برفی توی قصه مهربانی کند. فردا می تواند با خبرهای خوب ریسه بکشد و زندگی ات را چراغانی کند. فردا می تواند هر کاری بکند. چه خ
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد